|
|
|
|
|
یک شنبه هفته جاری همایشی با عنوان جمهوری اسلامی و ضرورت بومی سازی جامعه شناسی در ایران به همت پژو هشکده امام خمینی در شهر قم بر گزار گردید متعاقب پیمایشی در این ارتباط مقاله مشترکی نیز از سوی اینجانب و یکی از همکاران پژو هشگر موسسه مطالعات و تحقیقات دانشگاه (قاسم اويسي فردويي) تآلیف و به دبیرخانه مربوطه ارسال و در زمان مقرراز سوی ایشان ارائه گردید ، در این پست و در ادامه چکیده ای از این مقاله جهت مطالعه علاقمندان به موضوع درج می شود: در سال هاي اخير بومي كردن دانش علوم اجتماعي در ميان جامعه شناسان يك دغدغه اصلي بوده است. بررسی سیر تاریخی دو دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامی نيز نشان مي دهد که پیش از انقلاب، ایده های بومی کردن علوم اجتماعی و جامعه شناسی غالبا خصلتی ناسیونالسیتی و یا ضد غربی داشته و طراحی الگوهای توسعه مشاورین غربی به دليل عدم همخوانی آن با منافع ملی، از سوی اغلب جامعه شناسان بشدت مورد انتقاد قرار داشت. دراین دوره، بحث بومی کردن در واکنش به آسیب های اجتماعی ناشی از صنعتی شدن جامعه با الگوهای غربی صورت گرفت، چرا که جامعه شناسی قادر به حل این بحران ها نبود، در حالیکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، بومی کردن در راستای تحقق اهداف و آرمان های انقلاب با رویکرد اسلامی کردن دانشگاه ها و در نهایت، تاسیس جامعه شناسی اسلامی مطرح شده است. اين مقاله در پي آن است كه ضمن بررسي پيشينه و عوامل پيدايش موضوع بومي كردن جامعه شناسي در قبل و بعد از انقلاب، و همچنين با مرور بر ديدگاه هاي موافق و مخالف ، زمينه تجربي عملياتي كردن اين مفهوم را در كشور مورد كنكاش و بررسي قرار داده و در خاتمه نيز تلاش دارد كه مهمترين موانع تحقق بومي كردن جامعه شناسي در ايران را بر شمرده و راهكارهايي را براي تحقق بخشيدن آن ارائه نمايد.
|
||
|
|
|
|
|
علی رغم وجود افراذی که که مرزهای اعتقادی و باورهایشان با عبور از مرز های جغرافیایی خیلی زود متزلزل و گاهآ مخدوش می شود !در این دیار سر سبز واغواگر که دیر یا زود چشمان هر بیننده ای مسحور می شود و دمادم تو را از هویت فرهنگی واعتقادی دور می سازد ، بیش از هر مکان دیگر وفارغ از هر گونه شعار و مظاهر عبادی جوامع مسلمان، گویانزد برخی بندگان فرو هشته در وادی فراموشی نیازبه خلوت با حضرت دوست دو چندان می شود و تو خدا را آنچنان که حس می شود بی واسطه و نزدیک ترمی یابی نه آنگونه که واعظان و مبلغان جهد در این معما می کنند!ودیر ی نخواهد پایید که دریابی که پاداش بندگی نیزدر این وادی غربت چه زود و چه نیکو پاسخی در بر خواهد داشت که درک این واقعیت جز با تجربه زیستن ممکن نخواهد شد!با همه این اوصاف در تعجب می مانی که چگونه برخی جوانان ایرانی مسلمان نه چندان مرفه و پرورش یافته در جامعه ای ارزش مدار در کمتر از ماهی و بل هفته ای و یا روزی به بسیاری از سنت ها و باورهای اعتقادی و فرهنگی خود پشت می کنند و در پی کشف هویتی دیگر به هر محفل و بزمی به این سو و آن سو روان می شوند تاشاید بر خلاف آموزه های القایی و تجربی ،هویتی دیگر را رقم زنند!البته نفس تآمل وبازنگری در برخی آداب و رسوم گاهآ انتقالی ،بی فرجام و حتی نخ نما شده که در طول سالیان دراز در ذهن و باور مان نهادینه شده آن هم در مواجه با جاذبه های فرهنگی و مظاهر بعضآ اغواگر جوامع مدرن وتوسعه یافته تا اندازه ای قابل درک وعقلانی است ولی سئوال اینجاست که در ذهن وباور برخی ازجوانان ایرانی پوینده دانش چه نشسته است که اینچنین شتابان به سوی همرنگی با محیط روان است و یا بواقع چه عامل و یا متغییر هایی در سست کردن بنیان های اعتقادی و فرهنگی آنان دخیل بوده است !در حالیکه جوانان مسلمان کشور هایی که گاهآ باورها ی اعتقادی آنان به نقد کشیده می شود _خواه از شمال و جنوب آفریقا وخواه کشورهای هم جوار و عرب حوزه خلیج فارس _بعضآآنچنان به حفظ اصول ومبانی ارزشی و بویژه فرهنگی خود اسرار می ورزند که تو در تعجب می مانی! اگر چه همواره ودر همه جا کم نیستند هم وطنانی که با جهد علمی و پاسداشت ارزش های فرهنگی و ایرانی مایه سربلندی و افتخار کشورند!با این حال بسیار زمانی را که آرزو می کنی که ای کاش شرائطی در وطن حاکم می شد که جوانان آن مرز و بوم کهن و صاحب تمدن بگونه ای پرورش می یافتند که برخی در پی یک جابجایی جغرافیایی دچار بلای جذبه فرهنگی و یا شاید هم استحاله فرهنگی نمی شدند! تا جایی که بر ناظران خارجی این گمان می رود که شاخصه بارز جامعه ایرانی ریاکاری و تظاهر به حفظ ارزش های دینی است! چه اگر جز این بود و اگر اصول اعتقادی در کانون خانواده و در بستر اجتماع در روح و جان نسل نو نهادینه شده بود و اگر باور راسخ و متقنی بود این چنین سریع و سهل دست خوش تحول نمی شد! و از همین روست که او قاتی در دل استواری و عزتمندی برخی جوانان مسلمان پایبند از دیاری دیگر راکه داعیه ام القرایی جهان راندارند می ستایی ،وگاه آرزو می کنی که ای کاش همه جوانان پاک سیرت هم وطنم که گوهرعزت وصفای باطن را پیوسته درجبین دارند همواره ،در همه جا و در همه حال همانگونه که به ایرانی بودن خود غره می شوندبر مسلمان بودن خود نیز می بالیدند ! |
||
|
|
|
|
|
«مسائل ارتباطات »
از جمله نشریات علمی معتبری است که در حوزه ارتباطات در فرانسه منتشر می شود. این نشریه به همت مر کز تحقیقات امور رسانه ای دانشگاه پل ورلن متز و همکاری شورای منطقه ای استان لورن و مرکز ملی تحقیقات علمی این کشورمنتشر می شود. این نشریه دو نوبت در سال منتشر شده وبطور حرفه ای و بازنگرانه رویکرد های یک موضوع را مورد بررسی قرار می دهد.این دو سالنامه پژوهشی که چند گرایشی هدف گزاری شده از مباحثات در زمینه مفاهیم یا شیوه های مطالعاتی استفاده شده در تحقیقات حوزه اطلاعات و ارتباطات استقبال می کند.با توجه به ابعاد بین المللی آن،این نشریه با افزایش سریع شناخت و نیزپویایی رقابتی، بویژه در مقایسه با آثار مشابه در فرانسه و خارج کشور روبرو بوده است. در این نشریه فهرست مطالب ،چکیده مقالات،و متن کامل یادداشت های خوانندگانقابل دسترسی است .مدیر مسئول و سردبیر این دو سالنامه علمی بآتریس فلوریو ژک والتر دو تن از اساتید شناخته شده و فعال در حوزه ارتباطات می باشند. چهار شماره اول منتشر شده این نشریه بطور کامل بر روی شبکه اینترنت قابل دسترسی است.یک موتور جستجو نیز امکان بررسی تمامی شماره های منتشر شده را فراهم می کند. آدرس سایت این نشریه : http//ques2com.ciril.fr در شماره جدید این نشریه که اخیرآ منتشر شده است این عناوین به چشم می خورد: بحران های علم بیان،بحران های دموکراتیک
از جامعه شناسی نقد نگر تا جامعه شناسی نقد نگر
تاریخچه علوم اطلاعات و ارتباطات
(مطالعه و ترجمه این مقاله به دانش پژو هان و پژوهشگران ارتباطات توصیه می شود)
نقد های خوانندگان
|
||
|
|
|
|
|
بی شک دانشجویان وبلاگ نویس مقیم فرانسه اگر پست ویژه ای رابه خاطره اولین اصلاح سر خود و یا اولین تجربه سلمانی رفتن اختصاص نداده باشند حتمآ در جایی اشاره ای به آن کرده اند ولذا در این پست لطفآ بدنبال مفاهیم ارتباطی، چشمان خود را به سیر در خطوط نگردانید ،تنها هدف از بازگویی این خاطره ،شناخت وضعیت کسب و کار در فرانسه وانتقال تجربه ای برای دانشجو یان آینده است ودر نهایت شاید بتوان این پست را در راستای فرهنگ کار و مشی اقتصادی و روحیه صرفه جویی ارزیابی کرد؛ اگر دانشجویان نیازمند به کار در خصوص دستمزد سر سام آور سلمانی های فرانسه از قبل آگاهی می داشتند یقینآ بدنبال فراگیری این هنر در کشور خود می رفتند شاید حد اقل در خوابگاه با اصلاح سر دانشجویان مقتصد و به زعم اعراب خفیف المعونه ، دستمزدی معادل هزینه کمک تحصیلی افراذ بورسیه و بلکه بیشتر را آبرومندانه کسب می کردند! پیش از این به تسهیلات رفاهی و اجتماعی کم نظیر فرانسه اشاره ای کرده بودم و در خصوص برخی هزینه ها و قیمت های بهت آور این کشور نیز شناخت کلی داشته و گاهآ از این طریق مطالبی را منتشر کرده ام ولی البته هیچگاه قبل از مقیم شدن، از سوی دوست یا دانشجویان با سابقه دیگر در باره دستمزد بالای سلمانی ها اطلاعاتی نداشتم ،در اینکه در عصر تولید و مصرف انبوه کالا های اقتصادی و فرهنگی ، خوش نشینان کشورهای توسعه یافته و ثروتمندی همچون فرانسه علی رغم مشی اقتصادی محتاطانه مردمانش ،گاهآمبالغ زیادی را برای زیور آلات ،تجملات و آرایش و پیرایش می دهند تردیدی نیست، با این حال وقتی چشم آدمی به هزینه های شگفت آور سلمانی ها ی این کشور- که البته در اینجا مراد بنده تنها پیرایش است و نه آرایش که آن مقوله ای است ویژه از ما بهتران -می افتد بی درنگ راز مو های پریشان و گیس های بلند نه تنها پسران بلکه پیران را گویی در این راستا تفسیر می کند و یا بعضآ سر هایی که شایدنا خواسته تن به تیغ سپرده اند که بلکه مدتی از هزینه سنگین اصلاح، که معادل حداقل یک روز دستمزد پایین ترین سمت دولتی در فرانسه است خلاصی یابند!،برای دانشجویان متوسط الحالی چون نگارنده این سطورنیز که سابقآ بیش از دو یا سه هزارتومان برای سر مبارک هزینه نکرده است حقیقتآ خیلی دردناک است که هر دو ماه یک بار برای ده تا پانزده دقیقه مبلغی معادل 30 تا 60 هزارتومان بی زبان رو حواله دخل آرایشگاه کند! البته اگر کمی جوانتر و بروز هم بخوای باشی این هزینه را باید ماهیانه پرداخت کنی! در اینجاست که یک دوست نابلد هم اگر مسلح به ابزار اولیه و سنتی این هنر ظریف باشد حکم لنگ کفش پاره که چه عرض کنم حکم کیمیا را دارد البته منوط برآنکه بتوانی تیغ را بدستانش بسپاری و وی از ترس واکنش های احتمالی بعدی جنابعالی عذر و بهانه ای دست و پا نکند ،نا گفته نماند که گاهی اوقات هم با خودت کلنجار می روی که حال که زمینه ای عقلانی و ناخواسته! برای تغییر در ظاهر فراهم شده چرا از آن رویگردان شوم! واگر نتوانستی با این استدلال هم کنار بیایی چاره ای جز اصلاح نیست .پس از آنکه تلاشت برای یافتن یک پیرایشگر دانشجوی عرب یا آفریقایی مقیم خوابگاه نیز به فرجامی نیانجآمید! در حالی که با طیب خاطر راضی می شوی که نصف همان هزینه را به آنانی تقدیم کنی -که معلوم نیست سابقآ در کدام گوشه آغلی سر و تن گوسفندان بیچاره را با چه مشقتی کوتاه می کردند- تا بلکه 10 تا 15 تایی یورو صرفه جویی و شاید هم کاسبی کرده باشی ! در پی بادی و بارانی و شاید هم سپری شدن شبی ،بیدرنگ بی هیچ تاملی به سوی ابزار های دم دستت می روی تا هر طور که شده با کمی شجاعت آمیخته با قناعت از وضعیت ملال آور کنونی خارج شوی تا شاید شکل آدمیزاد پیدا کنی و حداقل دوستان که هیچ، حداقل خودت از سایه ات و یا تصویر غیر قابل تحمل نشسته بر آئینه رها یی یابی و اینجاست که دیگر منتظر کسی نمی مانی! اگر پیش از این دوستان دانشجوی دیگری گاهآ از اولین تجربه خود و هزینه گزاف پیرایش در فرانسه سخنی راندند، من هم از یک غروب بارانی،یک ماشین اصلاح فرسوده و لج باز و البته سری پریشان و خسته می گویم که چگونه در یک مواجه شتابزده وبی تآمل صحنه ای درام وپر ملال خلق کردند که آثار آن تنها با کلاهی ماسکی قابل استتار و لا پوشانی بود!شک ندارم که یک سر طاس سه تیغ در برابر این سر نا شکیبا فرشته ای را ماند!اینجاست که سخاوتمندانه به خود نهیب می زنی که ای کاش دو برابر آن هزینه رامی دادی ،تجربه ای متفاوت می اندوختی شاید سر در گریبان نمی کردی و در انظار سر افراز ظاهر می شدی ! |
||
|
|
|
|
|
روز 31 ماه می در حالی سپری شد که به لطف خدا بسیار فراتر از تصورم از عهده ارائه گزارش متدولوژی رساله دکترا و بویژه سئوالات حاضران با همه رمز آلود بودن برخی مفاهیم بیگانه زبان فرانسه برآمدم ،پیش از من نیز چند تن از دانشجویان سال های بالاتر گزارشات تحقیق خود را در زمان مقرر ارائه دادند که با انتقادات و مباحثات روش شناختی بسیاری همراه بود بگونه که در یک مورد یکی از دانشجویان الجزائری که موضوع رساله اش« بازتاب ابعاد شکنجه گری سربازان فرانسوی در الجزایر در منابع مکتوب و تصویری منتشره در اینترنت» بود بواسطه غیر عملی بودن نمونه گیری و امکان سوگیری در گزینش نمونه ها شدیدآ مورد انتقاد قرار گرفت بویژه آنکه قبلآ در خصوص شیوه نمونه گیری با استاد راهنمایش نیز رایزنی نکرده بود!نکته جالب توجه اینکه این دانشجو پس از بررسی و پرس و جوی فراوان،مولف کتابی در همین رابطه را در این دانشگاه یافته بود و لذا ناگزیر علی رغم وجود مراکز علمی فراوان درپاریس بنا به توصیه بسیاری از اساتید به متز آمده بودً!نکته قابل تآمل اینکه بر خلاف اساتید ایرانی که خود را در هر زمینه ای صاحب رای و نظر دانسته وبه استقبال هر موضوعی در هر حوزه علمی می روند و از ارجاع دانشجو به بهره گیری از اساتید دیگر دریغ می ورزند و یابعضآ در بسیاری از شیوه های پیمایشی و مطالعاتی هم حتی با استاد مشاور به اتفاق نظر واحدی نمی رسند ،در این سو گاهی یک دانشجو که به موضوع خاصی علاقه نشان می دهد مجبور به گزینش استادی صاحب نظر و دارای تآلیفات متعدد در آن زمینه می گردد و در واقع در مقطع دکتری در برخی موارد وجود یک استاد راهنمای جامع الاطراف ومتخصص در اعتبار یک پژوهش تعیین کننده است و به تز دانشجو اعتبار می بخشد ! در حالیکه شاید در کشور ما بیشتر نام وعنوان و میزان شهرت اساتید راهنما در ارزیابی صوری تحقیقات تآثیر گذار باشد!از نکات قابل تآمل ومتمایز با فرهنگ پژوهش در کشور ما اینکه به نقل از علما در اینجا تا آخرین جلسه نقد و گزارش پیشرفت تحقیق، راه اجتهاد و امکان بازنگری هموار است و جالب تر آنکه در اینگونه نشست های علمی، استاد راهنما فرصت نقادی و اظهار نظر را در ابتدا به دیگران می دهد و خود نیز همچون یک دانشجو نکات آموزنده و ایرادات وارده را یادداشت نموده و در نهایت دیدگاه و نظرات اصلاحی خود را بدون هیچگونه تعصب و جانبداری مطرح می کند و در مواردی هم که خود را قاصر قلمداد می کند آشکارا اذعان می کند و بر خلاف جلسات دفاعیه در ایران، در پی طرح اشکالاتی از سوی داوران به شیوه های پژوهش و جمع آوری داده ها و....تمامی کاسه کوزه ها برسر دانشجوی بیچاره سرازیر نمی شود تا بسا خود را موجه وعاری از خطا نشان دهند!و چه بسیار دانشجویان مآخوذ به حیایی که بمنظور ادای احترام به منزلت استاد و شاید هم گرفتن یک نمره مطلوبتر و البته کم دغدغه تر لام از کام بر نمی دارند که ای داور! سکان ،پژوهش بدست کس دیگری بوده است! همو که عدم درج نامش در مقالات مربوطه نادیده انگاشتن حقوق معنوی است تجربه حضور در جلسات متعدد دفاعیه در ایران و نیز نشست های ارائه گزارش پیشرفت طرح دانشجویان مدرسه عالی فرامرزی علوم انسانی و بویژه سابقه انجام چند طرح پژوهشی و میدانی در موسسه مطالعات اجتماعی، در روز ارائه گزارش طرح به مدد آمد و بر خلاف تصورم با استقبال و تشویق ویژه ای هم همرام شد که بی شک ادامه کار را بر من دشوارتر خواهد کرد !در همین ارتباط شایان ذکر است که در پیمایش های که در نظر است تا رویکرد ها و گرایش های دو جمعیت آماری متفاوت و با دو فرهنگ متمایز مورد ارزیابی و مقایسه قرار گیرد همواره این بیم و دغدغه حاکم است که چگونه می توان در ارائه تعاریف مفاهیم به اشتراک نظر و تعریف عملیاتی واحدی رسید !از همین رو در این جلسه نیز همانگونه که حدس زده می شد یکی از سئوالات اساسی مطروحه در همین ارتباط بود مبنی بر اینکه تعریفی که ما از انحراف اجتماعی و یا فردی داریم با تعاریف جوامع مسلمان آن هم جامعه ای که سیاست با دین در آمیخته بسیار متفاوت است !و اینکه من چگونه خواهم توانست به یک تعریف واحدی دست یایم!؟ظاهرآ پاسخ از قبل تآمل شده من هم به این سئوال اساسی بسیار مورد توجه قرارگرفت با این مضمون که اقتضائات فضای مجازی با فضاهای شهری و حقیقی متفاوت است و در نتیجه گسترش تکنولوژی های نوین ارتباطی و تعامل هرچه بیشتر فرهنگ ها و آشنایی نسل نو با زبان های خارجی،هویت واحدی در حال شکل گیری است که هنجارها و ارزش های خود را داراست و لذا امروزه جوان مسلمان ایرانی در جهان اینترنت همان کالاهای فرهنگی را مصرف می کند که یک جوان فرانسوی و یا آفریقایی ولذا بر اساس تحقیقات انجام شده می توان ابراز داشت که نسل رشد یافته با رسانه های نو بویژه ماهواره و اینترنت که در ایران در سال گذشته با رشد300درصدی نیز همراه بوده است حداقل تا زمانی که در مقابل صفحات شبکه جهانی اینترنت نشسته است از ارزش های عرفی جامعه تبعیت نمی کند و لذا میل روز افزون به تجربه امکانات و فضاهای جدید در جهان مجازی اگر در نزد جوانان مسلمان جوامع اسلامی بیشتر نباشد بی شک کمتر نخواهد بودو دیگر آنکه پژوهشگرانی که مبادرت به اینگونه پیمایش های مقایسه ای می کنند می باید تعاریف سطحی نگر و جانبدارانه خود را همچون تعریف مفهوم شبه ناک و منفعت جویانه تروریست، به کناری نهند و تعریف جامع و ارزش مدارانه مبتنی بر منطق و اصل حقوق بشر با همه ارزش های جهانی آن را مد نظر قرار دهند ضمن اینکه در این مورد«آسیب شناسی انحرافات فردی و اجتماعی کاربران اینترنت» می باید مواردی مورد قیاس و بررسی قرار گیرد که برای هر جامعه ای صرف نظر از نوع گرایشات مذهبی و فرهنگی ، دغدغه آمیز قلمداد شده و زمینه ساز کجروی و هنجار شکنی های نوجوانان و جوانان در سطح جامعه است، همچون پدیده اعتیاد اینترنتی،شبکه های بازاریابی،پورنو گرافی و یا روسپیگری اینترنتی که هر روزه ابعاد جدیدتری را به خود می گیرد و بر نگرانی بسیاری از خانواده ها و مسئولان جوامع مختلف ،با کمی شدت و ضعف و بسته به نوع تهدیدات متصور آن اعم از سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی ،امنیتی ....دامن می زند! و آنچه که در جوامع مختلف کم وبیش نگران کننده و بحران ساز بشمار می آید تبعات و انحرافات اجتماعی پدیده ها ست !در پی این پاسخ تآمل برانگیز استاد راهنمای تز با نگاه معنا داری به من فهماند که از عهده پاسخ به این سئوال بخوبی بر آمدم و در پایان جلسه نیز به زبان آورد که bien exposé et bonne continuation! نیک گفتی پس بر همین نمد مستمر باش!
|
||
|
|
|
|
|
روز آخر ماه مه که تقریبآ امتحانات دانشجویان در فرانسه به اتمام می رسد بی شک روز ی پر کار و به یاد ماندنی برایم خواهد بود ،زمانی که برای سال جدید ثبت نام می کردم هیچگاه فکر نمی کردم که در این مدت کوتاه از من خواسته شود که در باره موضوع رساله و بویژه متد ولوژی تحقیق در دست مطالعه گزارش ویا اکسپوزه ای بدهم بویژه اینکه برخی از دانشجویان سال های بالاتر نیز پیش ا ز این ابرازمی داشتند که تا کنون گزارش تحقیقاتشان را ارائه نداده اند! البته تعجبی هم نداردزیرا اکثر آنها مهاجران سیاهپوست و مسلمان زاده های جوان طبقه متوسط و پایین نسل نو کشور های مستعمره و عرب زبان شمال آفریقاهستند که غالبآ با زبان فراسه بخوبی تکلم می کنندو در پی هویتی دیگر و در سودای سعادت و رفاه بیشتر به این سرزمین مهاجرت کردند واز آنجا که غالبآ ناگزیر به تآمین هزینه های زندگی خود و بعضآ تنی چند از وابستگانشان هستند بدیهی است که بیش از آنکه به مطالعه و تحقیق بیاندیشند به یافتن یک کار مناسب و یا در آمد بیشتر قکر می کنند و از این رو هر چه دوران تحصیلشان طولانی تر شود امکان کسب اجازه اقامت دائم و یافتن کار و موقعیت های مناسب تری در پیش رو خواهند داشت.در این میان وضعیت دانشجویان آسیایی و هم وطنان ما بمراتب بهتر است و جز عده قلیلی که تعاملات وتفریح و سرگرمی های غربی را به درس ترجیح می دهند شاید تنها عامل بازدارنده پیشرفت درسی اکثر آنها زبان دشوار و در عین حال زیبای فرانسه باشد که بسته به استعداد فراگیری زبان و قابلیت های ارتباطی شان اکثرآ پس از سه یا چهار ترم به تسلط نسبی جهت مشارکت در فعالیت های کلاسی و علمی بر می آیند و البته افراد گوشه گیر و منزوی هم گاهآ دیده می شوند که تا زمان فارغ التحصیلی با این زبان بخوبی کنار نمی آیند!موضوع گزارش تحقیق اینجانب که خوشبختانه مورد توجه استاد راهنما و رئیس مرکز تحقیقات ارتباطات رسانه ای قرار گرفته «آسیب شناسی مقایسه ای انحرافات فردی و اجتماعی کاربران اینترنت دانشجو در دو دانشگاه تهران و پل ورلن متز »می باشدکه پس از ارائه ،خلاصه ای از آن را جهت مطالعه پژوهشگران و خوانندگان علاقمند درج خواهم کرد
امااینکه دانشجویان مقطع دکتری و حتی کارشناسی ارشد موظف به ارائه مرتب گزارش پیشرفت تحقیقات و متد لوژی پژوهش خود در حضور تمامی دانشجویان ،پژوهشگران با سابقه و اساتید حوزه تخصصی گردند سنت پسندیده و میمونی است که معمولآ در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور مورد غفلت قرار می گیرد ،اگر چه در سال های اخیر در برخی دانشگاه ها بویژه دانشگاه آزاد در مقاطع تحصیلت تکمیلی این مهم در دستور کار قرار گرفته است ولیکن به نظر می رسد که این جلسات بیشتر دارای جنبه تشریفاتی بوده ویا احراز صلاحیت علمی طرح را مد نظر دارد و لذا به آن عنوان جلسه پیش از دفاع نیز داده اند ؛در حالیکه در نشست های نقد و بررسی تحقیقات دانشجویی این سو، تمامی دانشجویان همدوش با اساتید تمامی محورهای رساله ها را از طرح مسئله تا اعتبار و روایی پرسشنامه و تحلیل ها ی نهایی زیر سئوال می برند و از همین روست که نگرانی دانشجویان با وجود فضایی صمیمی و دوستانه دوچندان می شود بویژه آنکه از عهده پاسخگویی برآمدن سئوالات متعدد یک طرف معما بوده و مهمتر آز آن دغدغه انتقال درست مضامین و مفاهیم مورد نظر به زبان فرانسه است که این مهم همواره پای دانشجویان را حتی پس ازگذشت چند سال تکلم به این زبان در برابر هیئت ژوری سست می کند. تا بر این نگارنده چه گذرد!
|
||
|
|
|
|
|
یک مرکز،سه قطب علمی،یک انجمن
محققان مرکز تحقیقات ارتباطات رسانه ای دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه پل ورلن متز همزیستی رسانه های پیوسته در حال تغییر و تحول ،روابط میان فردی منشعب از آنها و باز شناخت چار چوب های اقتصادی و صنعتی را ممکن کرده اند؛ این مرکز سه هسته یا محور مطالعاتی پیکسل،پراکسی و پراکسی تله (pixel,praxis,praxitèle) راایجاد کرده است؛این محور ها پدیده های ارتباطات رسانه ای و جدید را بویژه در ابعاد فنی،سازمانی،سیاسی،زیبایی شناختی،و هنری و میان فرهنگی مورد بررسی قرار می دهد؛فعالیت های علمی این هسته های علمی با هدف مدل سازی این پویش ها ،جمع آوری گزارشات مربوطه با هنجار ها و تفاوت هایش و فهم فرایند ها سازمان یافته است Pixel ( تکنولو ژی های اطلاعات ،ارتباطات،و روابط رسانه ای)
هسته علمی پیکسل به گسترش تحلیل نیمه عملی از اسناد و تولیدات رقومی و استفاده هایی که از آنها شده است می پردازد. Praxis (رسانه ها ،ارتباطات،وروابط رسانه ای)
محققان قطب یا هسته علمی پراکسی به تحلیل روابط رسانه ای ارتباطاتی ،میان فردی و فنی پرداخته و نقش آنها را در ارزیابی و تحول عملی مربوطه بویژه در فرا قا لب های اجتماعی بررسی می کند. Praxitèle (هنر،زیبایی شناسی،و روابط رسانه ای)
هدف از ایجاد پراکسی تله نیز فهم تظاهرات احساسی فردی و نا بهنگام در خلق هنر روزدر ارتباط با فرایند ها و روابط رسانه ای خلاق و زیبا شنا ختی است این مرکز تحقیقاتی که به مطالعات میان رشته ای همت گماشته است. علاوه بر ایجاد هسته های فوق و بویژه ایجاد مدرسه عالی فرامرزی علوم اجتماعی -که در پست قبل به آن اشاره شد - اقدام به ایجاد یک انجمن محققان جوان نیز نموده است که فعالیت های علمی دانشجویان کارشناسی ارشدودکتری را نظارت می کندواز طریق برگزاری نشست های علمی ،زمینه تبادل تجربیات و شیوه های انجام پژوهش های دانشجویی را فراهم نموده و مورد ارزیابی و نقد قرار می دهد.
قابل تآمل اینکه این مرکز کلیه هزینه های شرکت در همایش های علمی که در فرانسه و حتی در برخی موارد در خارج کشور برگزار می شود را به متقاضیان دانشجو و پژوهشگران می پردازد و یا هزینه استفاده از فرصت های مطالعاتی کوتاه مدت در خارج کشور را به محققانش پرداخت می کند
ایجاد قطب های تخصصی علمی و انجمن های ویژه محققان جوان در حوزه ارتباطات و علوم انسانی متناسب با مسائل و دغدغه های جامعه ایرانی می تواند و شایسته است که از سوی مراکز عالی آموزشی و پژوهشی وجه همت مسئولان کشور قرارگیرد |
||
|
|
|
|
|
زمانی که برای ثبت نام در مقطع دکتری ارتباطات دانشگاه متز اقدام می کردم تصور نمی (CREM) کردم که موسسه تحقیقاتی علوم اجتماعی این دانشگاه در صدد ایجاد مدرسه عالی دکتری است و این که ظاهرآ دانشجویان هم دوره ای ما هم، اولین ثبت نام کنندگان آن محسوب می شوند؛ نکته جالب توجه و البته قابل بهره گیری برای مراکز عالی در ایران نیز این که رییس این مرکز ،آقای جک والترکه اتفاقآ استاد راهنمای رساله اینجانب هم هست در یک اقدام مبتکرانه و هوشمندانه برای اولین بار در فرانسه و شاید هم در جهان، محدوده جغرافیایی را نادیده گرفته و برای تعامل هر چه بیشتر ونزدیکتر با مراکز علمی منطقه و واقع در مرز های مجاور ,همچون دانشگاه شهر مرزی سارابوروکن آلمان و کشور بسیار کوچک هم جوار آن،لوگزامبورگ، این مدرسه عالی را فرامرزی نامگذاری وهدف گذاری کرده و به انجام نشست های علمی و تحقیقات مشترک همت گماشته است ؛در همین راستا هفته گذشته کارگاه مشترکی برای ارائه گزارش تحقیقات دانشجویان دکترا دردانشگاه پل ورلن متزو دانشگاه سارلندزwww.uni-saarland.de شهر زیبای سارابوروکن آلمان برگزار شد که در نوع خود بسیار در خور توجه و سودمند بود؛از نکات قابل توجه در کارگاه دو روزه مزبور، ارائه گزارش ها ی علمی دانشجویان به دو زبان فرانسه و آلمانی بود ،البته زبان رایج آموزشی و رسمی این شهر مرزی آلمانی است؛ ولیکن از آنجا که این شهر کوچک و بسیار زیبا در منطقه مرزی فرانسه و آلمان قرار گرفته است اکثر مردم و بویژه جوانان دانشگاهی این شهر و نواحی هم جوار آن، هر دو زبان را بخوبی و هم چون زبان مادری صحبت می کنند و البته برخی حتی سه زبان و بیشتر و در این تعاملات و مواجهات علمی و فرهنگی در می یابی که آنگونه که سابقآ می پنداشتی نمی باید به دو زبانه یا سه زبانه بودن خود چندان مغرور شوی .البته نشست های علمی از این دست برای ارائه گزارش پیشرفت تحقیقات دانشجویان و پژو هشگران بطور مرتب و حداقل ماهی یک تا دو نوبت در دانشگاه متز نیز برگزار می شود ولیکن از رهگذر این نشست های فرامرزی بخوبی می توان یک ارزیابی مبتنی بر مقایسه و یقینآ دقیق تری از فعالیت تحقیقاتی خود داشت و به اشتراک و تبادل دیدگاه ها پرداخت .البته لازم به یاد آوری است که این شهر بسیار کوچک ،گویا در یک جنگل بکر وسرسبز قرار گرفته است که هر هیاهو و صدایی را می بلعد و آرامش را به ساکنانش هدیه می بخشد و البته دانشگاه معروف آن نیز،سارلندز در قلب این منطقه سحرانگیز جای گرفته است که بیدرنگ آدمی را به آرامش و جهد علمی در نهایت سکون و سکوت دعوت می کند ؛ گفتنی است که این دانشگاه فرصت های بورسیه بسیار بیشتری هم به نسبت دانشگاه های فرانسه در اختیار متقاضیان مقطع دکتری می گذارد ولذا از همین رو به متقاضیان ادامه تحصیل در کشور های اروپایی و بویژه کسانی که زبان آلمانی را به فرانسه ترجیح می دهند و یا به آن آشنایی بیشتری دارند و یا آن دسته از متقاضیانی که همچون بنده مدت زیادی در انتظار صدور ویزا هزینه زیادی دادند و با توجه به قوانین دشوار سفارت فرانسه و سیاست کلی این کشور مبنی بر کاهش مهاجران خارجی هنوز هم امید چندانی به گرفتن ویزا ندارند برخی از کشور های اروپایی همچون آلمان و کشور کو چک لوکزامبورگ که در مرز های جغرافیایی اروپا به فراموشی سپرده شدند و حتی کشور مهاجر پذیر بلژیک که یک سوم جمعیتش نیز مسلمان می باشد در این موقعیت حساس که روابط کشور با کشور های مسلط اروپا بیش از پیش به تیر گی می گراید گزینه های مطلوبتر و در عین حال همراه با فرصت های بورس و کار بیشتر و در عین حال محل مناسبی برای یک فرصت مطالعاتی است و همچنین می تواندگزینه مناسبی برای انجام پژوهش های میدانی در حوزه های زبانشناسی
و تغییرات فرهنگی باشد.
|
||