|
|
|
|
|
اين روزها در رسانه هاي گروهي، بويژه شبكه هاي تلويزيوني ماهواره اي فارسي زبان و رساته هاي كشورهاي بيگانه ديدن خبر، مصاحبه و تحليل در خصوص حمله احتمالي آمريكا و هم پيمانانش به تاسيسات هسته اي و زير ساخت هاي اقتصادي كشور نه تنها تعجب آور نيست بلكه ظاهرا امري متداول شده است.بديهي است در جامعه اي كه اطلاع رساني،گردش اطلاعات و اخبار به خوبي صورت نمي گيرد و بجز چند نشريه و روزنامه آن هم با انگيزه افزايش تيراژ و البته مبالغه آميز به اين مهم نمي پردازند،شايعات اين چنيني پيوسته در محافل عمومي، زمينه تشويش و نگراني روزافزون مردم صلح طلب كشور را فراهم آورد. در اين ميان عملكرد ضعيف و مناقشه بر انگيز رسانه ملي نيز قابل تامل به نظر مي رسد ، بويژه آنكه گاهآ ديده شده است كه در يك شبكه، مقام عالي رتبه اي سخن از قطعي بودن تهاجم نموده و تنها بر نامعلوم بودن اهداف و كيفيت حمله ترديد مي كند و مقامي ديگر در شبكه اي ادعاي هر گونه تهاجم نظامي را مردود مي شمارد و اين همه در حالي است كه حجم تبليغات رواني دشمن از طريق رسانه هاي ديداري و شنيداري علي رغم كاسته شدن از حجم اظهارات تخريبي در مقاطع خاصي چون سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ،شواهد امرنيز نشان مي دهد كه برنامه ريزان تاكتيك هاي رواني در مواقع حساس زماني همچون ايام عيد (طرح شايعه حمله نظامي به ايران از سوي يك مقام عالي رتبه روسي در 7 فروردين 1385 ) شعله تحريكات رواني را در جامعه هدف بالا برده تا بلكه با ايجاد رعب و وحشت در نزد افكار عمومي با كمترين هزينه،نظامهاي مقابل خود را مجاب به پذيرش خواسته هاي ناشروع آنها كنند. نظر به اهميت و گستردگي شايعه حمله قريب الوقوع آمريكا به كشور، بي مناسبت ندانستم كه در اين پست ضمن ارائه تعريفي از شايعه،برشمردن انواع آن،به علل و زمينه هاي بروز و ويژگي هاي آن اشاره و در نهايت نوع شايعه اي كه تاكنون از سوي دشمن بيشتر به كار گرفته شده را مورد تاكيد و بررسي اجمالي قرار دهم. شايعه چيست؟ از ديدگاه نيل پستمن شايعه يك گزاره يا موضوع بدون ملاكهاي اطمينان بخش است كه به صورت شفاهي از فردي به فرد ديگر منتقل مي گردد.( كتاب روانشناسي شايعه ) شايعه فرايندي را گويند كه اخبار ي غير واقع از طريق آن انتشار يابد.معمولآ شايعه از اطلاعات نادرست سرچشمه و منشآ مي گيرد و با اظهارات اغراق آميز و شبهه برانگيز همراه است . فقدان خبر و منابع موثق،فضاي رواج شايعه را گسترش مي دهد. براي رواج شايعه عموما از مردم استفاده مي شود و رسانه ها در مرتبه بعد آن را دامن زده و يا تكذيب مي كنند.نقطه تمركز شايعات نكاتي است كه مردم حساسيت بيشتري نسبت به آنها دارند.ممكن است شايعه درون مايه اي از واقعيت داشته باشد.كاربرد عمده شايعه در جنگ هاي تبليغاتي و رواني است و زمان شيوع آن بيشتر در موقعيت هاي نابسامان و آشفته و زمانهاي بحراني جنگ هاي سرد و گرم است.برجستگي و در برگيري دو ويژگي مشترك شايعه و خبر است. علل و زمينه هاي بروز شايعه بطور اجمال عبارتند از: 1- وجود وابستگي خبري و اطلاعاتي به رسانه هاي عمده 2- بالا بودن ميزان هيجانات و التهابات اجتماعي 3- ضعف همبستگي اجتماعي و وجود شكاف هاي سياسي در جامعه 4- وجود گروه هاي ثانويه ( گروه هاي فشار ) و يا با نفوذ در جامعه و رخنه كردن آنها به منابع خبري 5- وجود تفكر و فرهنگ شايعه سازي و شايعه پردازي در جامعه 6- ناكار آمدي و نهادينه نشدن نظام ارتباطي 7- سردر گمي اجنماعي در زمينه كسب اطلاعات درست 8- فقدان اعتماد به رسانه هاي همگاني 9- وجود فضاي بد بيني و سوء ظن به منابع اطلاعاتي 10- وجود حاكميت سانسور بر منابع خبري ويژگي هاي شايعه را مي توان اينگونه برشمرد: 1- خلاف واقع،غير عادي و توطئه انگيز است؛ 2- فاقد هرگونه سند و مدرك است؛ 3- پر ابهام است؛ 4- فاقد منبع معتبر و مشخص است؛ 5- ناشي از خلاء اجتماعي و نياز هاي جامعه است؛ 6- فريبنده و جذاب است؛ 7- ميزان جدي بودن و دوره انتشار آن قابل پيش بيني نيست؛ نيل پستمن در كتاب روانشناسي شايعه خود، انواع شايعات را بر اساس زمان بر سه قسم ذيل طبقه بندي كرده است. 1- شايعات خزنده 2-شايعات آتشين 3-شايعات دلفيني البته شايعات بر اساس موضوع امنيتي (وحشت،نفرت،مرگ، نظامي،يورش) اقتصادي ( گراني، تورم،جيره بندي،بي كفايتي) از جهت تاثير گذاري ، از جهت گستره توزيع ، درستي و نادرستي و رسيدن به اهداف خاص نيز مي تواند كاربرد داشته باشد كه تشريح هريك از آن در اين مقال نمي گنجد. در جنگ رواني و يا تبليغاتي كه از بدو پيروزي انقلاب و در طي 28 سال گذشته بر عليه منافع ما از سوي بلوك غرب بويژه آمريكا به كار گرفته شده است ، اگر چه به نظر مي رسد كه ازهريك از انواع شايعات مذكور در مقاطع خاص زماني بهره گيري شده است، وليكن تجربه وقوع و انتشار هر چند وقت يكبار شايعه اي چون حمله نظامي به ايران كه حداقل در چند سال اخير به طور متناوب و مقطعي رواج پيدا كرده نشان داده است كه فروكش كردن اين گونه شايعات، موقت و مقطعي است و بعضآ در موقعيت هاي ديگر اين شايعه رواج پيدا مي كند. چنين فرآيندي شايعه دلفيني را در اذهان تداعي مي كند كه بر اساس آن شايعه حمله نظامي آمريكا همچون دلفيني به يكباره سر از آب به در مي كند و پس از ايجاد دلهره و تشويش و نگراني تا نوبتي ديگر به زير آب مي رود. با حضور گسترده آحاد مردم در راهپيمايي روز 22 بهمن به نظر مي رسد كه اين دلفين بنا به مصالحي موقتآ به درون آب رفته تا در وقت نامعلوم ديگري با مساعد ديدن بستر مناسب ظاهر گردد و چه بسا در قالب شايعاتي آتشين، در پي فرستي مناسب براي ايجاد التهابي فوري و ناگهاني و با تاثيرات رواني شديد تر بر خواهد آمد. |
||
|
|
|
|
|
ماه گذشته یکی از همکاران پژوهشگربا سابقه وپر تلاش مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي( محسن صفابخش ) که در سال 1381 پيمايشي را تحت عنوان « بررسي رفتارهاي جمعي هوداران دو باشگاه پرطرفدار شهر تهران در مسابقات ليگ حرفهاي فوتبال سال 82-1381» به عنوان مجري به انجام رسانيده است اهم يافتههاي این پژوهش ارزشمند وبی سابقه را در جلسهاي در تاريخ 17/10/85 در سالن كنفرانس مؤسسه ارائه نمود و به سؤالات مطروحه از سوي حضار پاسخ داد. نظر به اهمیت این مطالعه چكيده سخنراني وي در این پست درج می گردد: هدف از اجراي اين طرح گونهشناسي و سببشناسي رفتارهاي جمعي هوداران دو باشگاه پرطرفدار شهر تهران در ليگ حرفهاي فوتبال سال 82-1381 بوده است. جامعه آماري اين بررسي شامل كليه هواداران دو باشگاه پرسپوليس و استقلال در جريان ديدارهاي رفت و برگشت ليگ حرفهاي فوتبال سال 82-1381 است. به منظور تحديد جامعه آماري از روش نمونهگيري تصادفي سيستماتيك استفاده شده و حجم نمونه نيز براساس فرمول كوكران تعيين گرديده و اندازه نمونه محاسبه شده 382 نفر از هواداران دو باشگاه بوده است كه از اين تعداد 191 نفر طرفدار پرسپوليس و همين تعداد هوادار استقلال بودهاند. اهم یافته های تحقیق: 1- رفتارهاي پرخاشگرانه و تخريبي به طور عمده به گروه سني كمتر از 20 تا 25 سال منحصر بوده و با افزايش سن ناهنجاريهاي رفتاري در بين تماشاگران فوتبال كاهش مييابد. 2- بين عوامل ايجاد كننده نارضايتي در ورزشگاه و دست زدن به ناهنجاريهاي رفتاري همبستگي معنيداري وجود دارد. 3- دست زدن به رفتارهاي پرخاشگرانه و تخريبي در ورزشگاه و خارج از آن محصول يادگيري و تجربه ميباشد. 4- تماشاگران فوتبال خشم حاصل از شكست و ناكامي باشگاه مورد علاقه را به محيط پيراموني انتقال داده و به پرخاشگري و تخريب تأسيسات و اموال عمومي ورزشگاه دست ميزنند. 5- نرخ دست زدن به رفتارهاي خشونت آميز و تخريبي در بين تماشاگراني كه نشريات ورزشي را مطالعه ميكنند بيشتر است. 6- شكست و ناكامي باشگاه مورد علاقه در صورتيكه با احساس اجحاف همراه شود احتمال دست زدن به رفتارهاي پرخاشگرنه و تخريبي را افزايش ميدهد. 7- قرار گرفتن در انبوه تماشاگران در ورزشگاهها احتمال دست زدن به رفتارهاي پرخاشگرانه و تخريبي را افزايش ميدهد. 8- بين شركت در مراسم شادماني جمعي و تخليه هيجانها و اضطرابهاي دوره جواني رابطه معنيداري وجود دارد. 9- بين احساس شادي و نشاط در زندگي روزمره و دست زدن به ناهنجاريهاي رفتاري در ورزشگاه رابطه معنيداري وجود ندارد. براساس نتايج و يافتههاي حاصل از اين بررسي رفتارهاي پرخاشگرانه و تخريبي در ورزشگاهها مانند ساير رفتارهاي اجتماعي محصول يادگيري و تجربه بوده و تماشاگران فوتبال پرخاشگري و تخريب تأسيسات و متعلقات عمومي را در ورزشگاه و يا خارج از آن در انبوه تماشاگران ميآموزند و بدون تفكر و انديشه تقليد ميكنند. زيرا بر اساس تئوري واگيري اجتماعي يا انبوه خلق گوستا و لوبون وقتي جماعتي برانگيخته ميشود واكنشهاي عاطفي و هيجاني از شخصي به شخص ديگر گسترش مييابد. يكي از يافتههاي مهم اين بررسي دست زدن به رفتارهاي پرخاشگرانه و تخريبي در مراسم شادماني جمعي هواداران پس از پيروزي باشگاه مورد علاقه ميباشد. بدين معنا كه طرفداران باشگاههاي پر طرفدار شهر تهران پس از پيروزي باشگاه مورد علاقه در ديدار سنتي و هنگام شركت در مراسم شادي هواداران در گوشه و كنار شهر به رفتارهاي پرخاشگرانه و تخريبي دست ميزنند تا هيجانهاي دروني خود را تخليه نمايند. در اين خصوص فرضيهاي ارائه شد و نتيجه حاصل از آزمون فرضيه نشان داد كه بين شركت در مراسم شادي جمعي تماشاگران فوتبال و تخليه هيجانهاي دروني آنان رابطه و همبستگي معنيداري وجود دارد و تماشاگران فوتبال هنگام پيروزي باشگاه موردعلاقه و شركت در مراسم شادماني جمعي هواداران نيز به پرخاشگري و رفتارهاي تخريبي دست ميزنند. به بيان ديگر اين روزها در جشنهاي ما نيز شادي وجود ندارد و شركت در مراسم چهارشنبه سوري نيز نوعي ابراز خشم بوده و جوانان خشم حاصل از ناكامي ها و سرخوردگيهاي خود را به محيط پيراموني پرتاب كرده و به رفتارهاي پرخاشگرانه و تخريبي دست ميزنند. لازم بذکر است که این پژوهشگر تحقیقات پیمایشی دیگری در حوزه جامعه شناسی وآسیب شناسی ورزش انجام داده است که در ذیل به اهم آنها اشاره می کنم: - بررسی ناهنجاری های رفتاری در میادین ورزشی -تآثیر ورزش در بلوغ اجتماعی وامید به زندگی در اقشار آسیب پذیر ودر معرض خطر ابتلاءبه مواد مخدر -بررسی جامعه شناختی تشکل های هواداری در فوتبال باشگاهی کشور(کانون های هواداران) -بررسی ساختار ورزشی بانوان -نظر سنجی از شهروندان تهرانی درخصوص حضور بانوان در ورزشگاهها -بررسی رفتار های تخریبی (وندالیستی)در فوتبال باشگاهی کشور |
||
|
|
|
|
|
یک بار دیگر آحاد مردم هوشیار ایران با حضور معنی دار و گسترده خود در راهپیمایی یوم ا...۲۲بهمن ضمن گرامیداشت سالگرد پیروزی انقلاب٬ که امسال به سبب دستاورد های علمی وهسته ای دانشمندان ایرانی با بر پایی جشنواره گونه غرور انگیز ی نیز همراه گردیده بود ٬شعله تبلیغات وسیع روانی اقدامات نظامی آمریکا برعلیه جمهوری اسلامی را به یکباره فرونشاند ورسانه های جهانی را ناگزیر به انعکاس جلوه هایی از این رستاخیز پر شور نمود .
در همین ارتباط امروز از سوی یکی از همکاران دانشکده که سابقآ ازاعضای فعال اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا بود نامه سر گشاده ای خطاب به اعضای شورای امنیت ملی از جمله آقایان دکتر احمدی نژاد ولاریجانی در یافت کردم که در آن به زبانی دوستانه ٬توصیه ها ونصایح قابل تاملی در خصوص خویشتنداری و اتخاذ سیاست های منطقی ومعقول بمنظور پرهیز از سقوط در ورطه هلاکت وبه خطر افتادن امنیت ومنافع ملی کشور به نگارش وانتشار در آمده بود که نظر به نگاه متفاوت هموطنان دانشجو ی مقیم کشورهای خارجی (که در مواجه روزانه سیل تبلیغات وفشارهای روانی در رسانه ها وافکار عمومی محل تحصیل قرار دارند وبی شک در خط اول تهاجمات روانی جامعه پیرامونی شان )مطالعه آن را به خوانند گان توصیه می کنم: نامة سرگشادة اتحادیة انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا به اعضای شورای امنیت ملی به مناسبت 22 بهمن «ولاتلقوا بایدیکم الی التهلکه» |
||
|
|
|
|
|
به دوستان خود بگویید که بنا به چه دلایلی نباید از متر جم های آنلاین استفاده کرد.!
دانشجویان وخوانندگانی که خواستار معرفی مترجم ماشینی آنلاین فرانسه به انگلیسی یا برعکس آن هستند٬ یادداشت سودمندی را از خانم لورا لولس در خصوص غیر قابل اعتماد وصحیح بودن برگردان های ماشین های ترجمه دراینجا بخوانند. |
||
|
|
|
|
|
بيست وهشتمين سالگرد پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي در حالي در سراسر كشور جشن گرفته مي شود كه امسال نيز رسانه ملي، همچون سال گذشته والبته مطلوبتر از پيش با انتخاب صحنه هاي غرور آفرين وخاطره انگيز حضور سر نوشت ساز آحاد مردم در تمامي عرصه هاي حماسي وشورآفرين خيزش آگاهانه وستم سوز ، ياد وخاطره آن ايام فراموش نا شدني را چه نيكو در اذهان زنده مي دارد.صرف نظر از تاثير ات شور آفرين جلوه هاي زيبا وبي بديل قيام وحضور مردمي،يقينآآنچه كه به آن تصاوير ماندگار روح وجان ديگري مي يخشد طنین شعارهاي كوبنده وانقلابي رهروان قيام حسيني وپيروان امام است كه همواره در اذهان نسل انقلاب باقي خواهد ماند که البته پرداختن به ابعاد مختلف كاركردي آن مستلزم بررسي هاي روانشناختي عميق وهمه جانبه است.وليكن آنچه كه غرض اصلي نگارنده در نگارش اين سطور گرديد ه است،ياد آوري نقش وجايگاه ارزشمند ،تهييج گر وبيدار گرانه سرود هاي انقلابي است.چنانچه اين واقعيت را بپذيريم كه نوار يا كاست هاي سخنراني شخصيت هاي انقلابي وبويژه حضرت امام درآگاه سازي، بيدار سازي و حركت وخيزش مردم مسلمان ايران ودر نهايت پيدايش انقلاب اسلامي نقش ممتاز وموثري داشته است –بگونه اي كه تئوري پردازان وصاحب نظران علوم اجتماعي وارتباطات بعدها به جنبه هاي تآثير بخش آن اذعان نمودند-بي شك سرود هاي پر شور وخاطره انگيز انقلاب نيز واجد يك چنين اهميتي در تهييج وترغيب انقلابيون به ادامه قيام هاي مبارزه جويانه بر عليه رژيم شاهنشاهي بوده وبويژه نقش برخي از آن سرودهاي دلنشين وشورانگيز(بهمن خونين جاويدان،ايران رگبار مسلسل ها و بسياري ديگر...) حتي پس از پيروزي انقلاب واستقرار جمهوري اسلامي و تا به امروز همواره سروش آزادي و آزادگي را با نواهايي سحر آميز در گوش دل وجان آنان طنين انداز مي كند ؛ تا جايي كه اين سرود هاي شور انگيز در زمان جنگ، كاركرد ي حماسي وتهييج گر پيدا مي كند بنحوي كه درطي آن دوران رزم ودفاع وشهادت ٫سرود هاي انقلابي، آوازگر پيام خيزش وجهاد به ملت مسلمان وبشارت ده پيروزي وسرافرازي آنان به هموطنان مي گشت. ودر اين زمان وقتي نيك مي نگرم از آن همه شور وشعور وشيدايي ،آنچه كه مرا به گذ شته اي غرور آفرين مي خواند و پيوند مي دهد وفرزندانم را به ديدن وشنيني دوباره وچند باره بر مي انگيزاند نه فقط تصاوير متحرك تلويزيوني، بلكه نواي شور آفرين همان سرود هاي جاودانه وجادويي است. |
||
|
|
|
|
|
دردو پست قبل قسمت اول گزارش سخنرانی دکتر عباسی در وبلاگ درج گردید.در این پست قسمت دوم وپایانی این نشست درج می شود: -در حال حاضر 200000 نفر از 300000 نيروي آمريكايي در منطقه فر ماندهي مر كزي مستقرند،علاوه برآنكه در 27 كشور ومنطقه ازجمله امارات ،عربستان ،كويت ،اردن ،قطر وبحرين پايگاه نظامي 100 و200 ساله دارند.لذا اولين نكته اين است كه خاور ميانه در حقيقت از فبل اشغال شده است.در حالي كه آمريكا حدود يك ميليون سرباز در 112 كشور ديگرجهان دارد ولذا رويكرد شيطان بزرگ اين است كه هر آنچه واقعيت ندارد مطر ح كند(اتهامات واهي). -برطبق نظر "جان كوئله آ"آمريكا بر اساس استراتژي ميخ وچكش(كوبيدن هر برجستگي كه همچون ميخ بلند است)به كوبيدن برجستگي هاي چشمگير تر همچون ايران علاقمند است. - اشغال ايران همچون اشغال عراق متصور نيست.با توجه به تمرين وتجربه جنگ هاي نا متقارن وجزيره اي نيروهاي نظامي ايران چنانچه نيرو هاي آمريكايي از هر سويي وارد كشور شوند دچار مشكل جدي خواهند شد.ضمن آنكه آمريكا براي يك تهاجم همه جانبه به ايران نيروي كافي ندارد. - در جنگ نيابتي كه رژيم اسرائيل در لبنان طي 33 روز راه انداخت 4000 نفر نيروي رزمنده با ارتش 300000 نفري وبا حمايت سياست خارجي اروپا وآمريكا شكست خوردند وتوان مقابله نداشتند.د ر حالي كه تعداد معدودي رزمنده مسلمان با همه محدوديت ها بتواند اسرائيل تا دندان مسلح را شكست دهد بر طبق اظهار نظر صاحب نظران استراتژيك بي بي سي هر گونه درگيري با ايران مقتدر داراي توان انساني فابل توجه حماقت محض تلقي خواهد شد. - متوسط عمق آب درياي خليج فارس 40 تا 92 متر است واز آنجايي كه ناو هاي جنگي از همه قسمت هاي خليج نمي توانند عبور كنند لذا اگر ناو هواپيما بري به داخل اين منطقه وارد شود با يد اطمينان داشت كه جنگي بوقوع نخواهد پيوست. -در سال گذشته واحد ويژه قايق رانان انگليس توسط چند تن سرباز عادي دستگير شدند.استعداد كماندوهاي هوا برد،دريا برد وزمين برد مستقر در كنار واحد ويژه انگليس تنها4000نفر مي باشد در حاليكه امروزه بزرگترين نيروي دريايي كلاسيك وغير كلاسيك جهان در ايران است.علاوه برآنكه كشور هاي نادري در جهان چريك دريايي دارند. - هر گونه نيروي دريايي كه بخواهد در منطقه بماند وبجنگد با بسته شدن تنگه هرمز اسير خواهد شد،لذا اساسآ گسيل ناو به داخل تنگه نبايد موجب نگراني شود وتنها چنانچه ناو ها درپشت تنگه هرمز مستقر شوند بايد احساس نگراني كرد.(در مورد تهاجم به عراق ورود به داخل خليج منطق نظامي داشت). - اعزام يك ناو مين روب موجب هيچگونه نگراني نيست بويژه آنكه تكنولوژي ناو هاي اعزامي پس از گذشت 90 سال تقريبآ ثابت مانده وبسیار آسیب پذیر است . با عنايت به اينكه سطوح درگيري به ترتيب پيكار،رزم،نبرد ونهايتآجنگ است نبايد اين سطوح را اشتباه بكار برد.يك نبرد از هزاران رزم،ويك رزم از هزاران پيكار شكل مي گيرد ولذا تصور وقوع جنگ در مفهوم دقيق آن آنگونه كه در عراق روي دادممكن نيست. -استعداد جنگ تمام عيار در دنيا براي قويترين كشورها بيش از 6ماه نيست واز آنجا كه كشور ما حداقل ده برابر 33 روز نبرد لبنان تاب واستعداد مقاومت دارد حداقل يك سال مي تواند مقاومت كند والبته اين اقدام يعني نابودي اقتصادي جهان وافزايش قيمت نفت تا مرز 400 دلار.(در سال گذشته شايع حمله به ايران كه از سوي ژیرنوفسكي طرح شد موجب افزايش قيمت نفت تا سقف 70 دلار گرديد). دكتر عباسي اذعان داشت كه چنانچه حمله اي صورت گيرد تنها در سطح نبرد وبمباران ويا موشك باران تآسيسات هسته اي ،نظامي وپالايشگاهي وزير بنايي خواهد بود. البته گزارش اين نشست به اينجا ختم نمي شود ومتآسفانه بنده بنا به ضرورتي جلسه سخنراني را ترك كردم ولذا در صورت كسب اخبار تكميلي خلا صه اي از اظهارات پاياني اين تحليلگر وطراح مديريت استراتژيك را كه از زمان جنگ دوم خليج فارس با تحليل هاي كارشناسانه ومتفاوت خود بطور جدي پا به عرصه سياست گذاشت درج نموده ويا به منابع موثق ديگر ارجاع خواهم داد. |
||
|
|
|
|
|
مرکز مطالعات وپژو هش های رسانه ای موسسه همشهری در ادامه سلسله نشست های علمی خود با عنوان "جستار ماه" به موضوع زن ورسانه خواهد پرداخت.
سخنرانان وموضوعات: دکتر یوسف اباذری:فضای شهری وجنسیت دکتر حسن خجسته:گفتمان رسانه ای زن در ایران دکترسهیلا صادقی:دیدگا ههای جنسیتی ومسایل اجتماعی دکتر حسین کچوئیان:جنسیت ودین دکتر ناصر کرمی:زن٬توسعه پایدار ورسانه شیوا کریمی:باز تولید کلیشه های جنسیتی در سریال های تلویزیونی زمان ومکان برگزاری: یک شنبه مورخ۲۹/۱۱ ۸۵ از ساعت ۱۷ تا۲۰ مکان:باغ خانه هنرمندان ایران/سالن بتهون(خ ایرانشهر) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 9 AM توسط محمد
|
||
|
|
|
|
|
روز سه شنبه هفته جاري(۱۷ بهمن) دكتر حسن عباسی به دعوت بسيج دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران در تالار شريعتي درجمع علاقمندان به تحولات سياسي واجتماعي به سخنراني پرداخت.سیاست خارجی چمهوری اسلامی٬تحولات منطقه ٬ ووضعیت رویارویی ایران وغرب واستراتژي جمهوري اسلامي در مواجه با تهديدات امريكا واحتمالات درگیری ونحوه آن از جمله مهمترين مسائلي بود كه اين تحليلگر مسائل استراتژيك با برگزيدن عنوان" جهنم با گل طلايي" بدان پرداخت.نظر به اهميت موضوع وضرورت اطلاع رساني واقع بينانه وكارشناسانه مسئله ،خلاصه اي اجمالي از اين نشست را كه با استقبال خوبي همراه بود جهت مطالعه علاقمندان بشرح ذيل درج مي كنم : -دكتر عباسي درآغاز كلام با تبريك سالگرد پيروزي انقلاب بحث خود را با اشاره به استراتژي قورباغه آمريكا –كه از سال گذشته مطرح شده است- آغاز كردوابراز داشت كه در حال حاضر عمليات رواني حمله به ايران در رسانه هاي جهاني رشد 800 درصدي داشته است. -وي اذعان داشت كه در سال گذشته "مك نامرا"(وزير جنگ دولت جان كندي)گفته است كه هيچ استراتژي در مواجه با ايران وجود ندارد وهرچه كه هست درهنر مديريت بحران است.ايشان در يك ارزيابي اظهار داشت گه بنظر مي رسد پيش بيني مك نامرا به حقيقت نزديك باشد. - عباسي جمله اي از "كلاز ويتس" را يادآورشد كه:جنگ ادامه سباست است ولي به شكل ديگر" وسپس اين سئوال را مطرح كرد كه بايد ديد آيا جنگ ادامه سياست است يا ين بست آن؟ وي بيان داشت كه كلاز ويتس جنگ را تابع سياست ويا بخشي از سياست مي داند. - احتمال پيدايش جنگ در نتيجه فضا سازي رسانه اي والقاء آن به مردم است. -تحقق استراتژي قورباغه (زنده زنده پختن قورباغه در آب گرم بگونه اي كه اعصاب حسي قور باغه متوجه گرم شدن تدريجي آب نشود ودر نتيجه بطور زنده آب پز شود ) كه سال گذشته از سوي آمريكائيان مطرح شد مستلزم گذشت زمان است (استراتژي زمان مند).زمان پيش بيني براي عينيت يافتن اين استراتژي 3ماه پيش بيني شده بود (بهمن84 تا پايان ارديبهشت 85) كه خوشبختانه اين استراتژي به بن بست رسيده است.پاشنه آشيل اين استراتژي با هوشياري وميزان الحراره سلول هاي بيدار جامعه ايراني حنثي گرديد. وي سپس به روند احتمالات نظامي پرداخت كه به محورهاي اصلي آن در ذيل اشاره مي كنم: -از زمان روي كار آمدن دولت آقاي احمدي 17 ماه است كه آمريكا" استراتژي جو جه"(chicken strategy) خود را به آزمون گذاشته است(مطابق اين استراتژي دو ماشين با سرعت بسيار بالا به سوي يكديگر حر كت مي كنند ودر لحظات نزديك برخورد يكي از طرفين كنار مي كشد.كنار كشيدن هر يك از طرفين موجب پيدايش استراتژي بز دلي مي شود.) به نظر مي رسد كه در دهه هاي آينده اين استراتژي مورد بهره برداري قرار گيرد. از آنجايي كه امروزه دو طرف به بن بست رسيده اند لذا احتمال مواجه وجود دارد .وبنابر اين مسئله ما تنظيم بازي است. -با سپري شدن ضرب الاجل مصوبه شوراي امنيت در بيست روز آينده بايد ديد كه اين عمليات رواني موثر بوده است يا نه؟البته دراين ميان نبايد عملكرد ضعيف رسانه ملي را در حنثي سازي تبليغات رسانه اي غربي از نظر دور داشت. -آمريكا در طي 110 سال گذشته بر اساس طرح heart land(فرماندهي جهان در سه ناحيه اروپا ،شرق آسيا،ومركزي) حركت كرده است. فرماندهي مركزي براي مهار خاور ميانه در نظر گرفته شده است.بزرگترين منطقه خشكي اين سه ناحيه اروپا وآسياي به هم پيوسته است(موصوم به central command)مركز اين ناحيه دوحه قطر است لذا كشور ما در عمل با آمريكا در گير شده است. -تا پائيز سال گذشته دو نيمه بازي با آمريكا تمام شد وهر طرفي كه تا عيد گل طلايي را بزند برنده بازي است. -در حال حاضر آمريكا در سه منطقه جهان (سومالي ،عراق وافغانستان)در گير است.منطقه واجد درگيري ديگر براي آنان فلسطين ،لبنان وايران است.لذا بايد ديد كه در رختكن تيم ها قبل از بازي وقت اضافه از چه اصولي تبعيت مي كنند. ادامه دارد |
||
|
|
|
||||||||
|
|||||||||
|
|
|
|
|
لينك وبلاگ كارگزار متعلق به دوست پر كار وخوش فكر در عرصه روابط عمومی ٬جناب مهدي باقريان كه اخيرآ به بلاگفا نقل مكان كردند وهمچنين لينك انجمن وبلاگ نويسان عاشورايي به پیو ند های ارتباطات ایده آل اضافه شد. |
||
|
|
|
|
|
ظهر بود وآفتاب تشنه در آبی آسمان بی ابر می تابید٫اما غمگین وسنگین بود٬چرا که در زمین سیاهی ٬نور را نشانه گرفته بود٬تا فرو نشاند تابش بی مانندش را.
صدای مولا در دشت پیچید ونماز آخرش را چه زیبا اقامه کرد.این صدا همواره آرام دل زینب بود٬اما این بار شراره آتشی بود که از جدایی می سرود واز تنهایی برادر.او که سوی میدان می رفت زمین وآسمان در دلهره این لحظات می تپید وچشم های سکینه بارانی ترین روز نگاهش را نظاره می کرد واگر آغوش زینب نبود..... وامروز قلب به خون نشسته ما اگر از تپش نمی ایستد به برکت نهال سبزی است که آن روز در دل شیعه کاشته شد. .
با تسلیت شهادت مظلومانه سرور وسالار شهیدان ویاران واصحاب با وفایش وباآرزوی آنکه رهروان شایسته آن امام همام باشیم ٬در این اوقات غم واندوه که جهان تشییع درشهادت سرور شهیدان و همچنین مصائب جانگداز زینب واهل بیت امامت عزاداروسوگوار است ٬ فرازی از مقاله "بزرگ پیام آور عاشورا وشیوه های تبلیغی اثر بخش او" را که در سال گذشته در همایش ارتباط شناسی عاشورا ارائه گردید درج می کنم.متن کامل این مقاله نیز در بهار سال ۸۶درفصلنامه رسانه در ج خواهد شد.
كاروان اسراء ، رسانهاي بيهمتا در ابلاغ پيام عاشورا در راستاي اهداف تبليغي پيامبر، اهل بيت (ع) در دوران امامت خود به تبليغ دين با استفاده از ابزارهايي چون وعظ و پند، تأسيس حكومت اسلامي، جنگ و جهاد، صلاح و سكومت ،تدريس، دعا،تقيه، مناظره و رفع شبهات فكري و مكتبي و قيام پرداختند. امام حسين (ع) با توجه به رسالت عظيم خود در هدايت بشر به عنوان امام جامعه، دعوت خود را از راه قيام آغاز كرده و با شهادت خود و اسارت اهل بيت (ع) بهترين ابزار و شيوه ابلاغ دين را در آن زمان بكار گرفت. بعد از واقعه عاشورا، حضرت زينب (س) به عنوان رهبر كاروان اهل بيت (ع) به وظيفه خود كه نشر اهداف قيام حسيني و آشكار كردن ماهيت قيام ابا عبدا... الحسين (ع) بود عمل نموده و با بيان خطبههاي آتشين با مضامين و محتواي ارزشمند، رسالت امام حسين (ع) را به اتمام رسانيد، چنانچه بسياري از مورخان اسلامي اذعان كرده اند اگر زينب(س) بعد از قيام عاشورا حضورفعال خود را در اين جايگاه به اثبات نمي رساند واقعه كربلا در همان جا مي ماند. در واقع آن چيزي كه باعث تثبيت جايگاه امامت و خاندان رسالت و حفظ ارزش هاي اصيل اسلام شد، حركت انقلابي حضرت زينب(س) و كاروان اسراء بود. (مروت، طيبه، قدس ،1382)كارواني كه به مثابه رسانهاي سيار مظلوميت امام حسين(ع)، خاندان و يارانش را در طول تاريخ به گوش جهانيان رسانيد. چنانچه به زغم مك لوهان "رسانه را همان پيام بدانيم"، يقيناً بهترين مصداق كه براي اين تعبير مي توان يافت كاروان اسيران مظلوم عاشورا است، كارواني كه پيش از هر رسانة ديگر با پيام خونيني به وسعت تاريخ به حركت درآمد و اگر چه پس از طي چند منزل متوقف ماند، وليكن از آن پس پيام مظلوميت حسين و اهل بيت پيامبر را بيهيچ محمل و مركبي در هر زمان و مكان تا ابديت ساري و جاري ساخت. بله رسانه همان پيام است. چنانچه رسانه پيامي چون خون نافذ و جاويد و پيام رساني چون زينب داشته باشد.
|
||
|
|
|
|
|
اتحادیه اروپا برنامه ای را برای اهدای بورس های تحصیلی به دانشجویان ایرانی با همکاری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران به تصویب رسانده است. این برنامه که عنوان عمومی آن «اراسموس موندوس» (Erasmus Mundus) است شامل تمام رشته ها از جمله رشته های علوم انسانی و اجتماعی نیز می شود. علاقمندان برای استفاده از این امکان فرصت کوتاهی دارند( حداکثر تا نیمه یا پایان ژانویه 2007) و باید با بخش بورس های تحصیلی و اعزام دانشجو در وزارت علوم، دانشگاه های مربوط و یا با بخش فرهنگی سفارت های منطقه شنگن تماس حاصل کنند. برخی از این کارشناسی های ارشد در حوزه علوم انسانی و اجتماعی ، همراه با آدرس های اینترنتی مربوط به شرح زیر است: ادامه برای علاقمندان به ادامه تحصیل در حوزه های رسانه ها ومطالعات فرهنگی ٫مطالعات جهانی شدن٫مهندسی رسانه ای برای آموزش وپرورش٫روزنامه نگاری رسانه وزبان وفناوری های ارتباطی نیز بورسیه هایی در نظر گرفته شده است.مهلت ثبت نام تا پایان ماه ژانویه تمدید شده است .علاقمندان می توانند از طریق سایت های معرفی شده نسبت به تکمیل فرم های تقاضا اقدام نمایند. |
||
|
|
|
|
|
بدنبال نگارش يادداشت گونه اي كه در پست قبلي درج كردم،انگيزه اصلي خود را از نگاشتن آن مقدمه پرداختن به" تبليغات زمينه اي و ودر صحنه اي" چشمگيرمجموعه طنز باغ مظفر بيان كردم.اصحاب رسانه وصاحب نظران ارتباطات يقينآ پيش از اين با واژه ويا اصطلاح Intermittent كه در معني لغوي به مفهوم توقف وشروع در فواصل نامعين ويا وقف وشروع پي در پي است بخوبي آشنايي دارند.در اين شيوه پيام هاي تجاري وتبليغاتي در اثناي نمايش يك برنامه با قطع برنامه بر صفحه تلويزيون آشكار مي گردد.به بيان ديگر در هر زماني از يك برنامه، بويژه در لحظات حساس ومهييج يك برنامه پر مخاطب اعم از فيلم،سريال و...با قطع برنامه پيام هاي تبليغاتي به دفعات امكان نمايش پيدا مي كند.در رابطه با اين شيوه تبليغاتي صاحب نظران رسانه براين اعتقادند كه اينگونه پيام هاي تبليغاتي در حين نمايش يك برنامه با اخلاق واصول تبليغات صحيح يا سفيد در تعارض بوده وحقوق مخاطبان رسانه را نيز تضييع مي كند.برخي ديگر رويكرد رسانه ها را به اين شيوه مذ موم ، ناشي از كاركرد يكطرفه تلويزيون وغير تعاملي بودن آن رسانه مي دانند ،بگونه اي كه چنين امكان وشيوه تبليغاتي در صحنه تئاتر ظهور وبروز نمي يابد. وليكن آنچه كه در چند سال اخير در مجموعه سريال هاي طنز تلويزيوني بشدت در حال گسترش وفرهنگ شدن است ،رويكرد تبليغاتي نوين تر والبته تعدي گرايانه تر از تبليغات درون برنامه اي(Intermittent) است كه امروزه امري متداول گرديده است.اوج اين شيوه تبليغاتي كه به بهانه تآمين هزينه هاي صدا وسيما بيش از پيش در حال رايج شدن است را مي توان در مجموعه باغ مظفر آشكارا مشاهده كرد.صرف نظر از اينكه چنين رويكردي چرا در سياست هاي تبليغاتي كسب درآمد رسانه ملي تا اين حد مورد توجه قرار گرفته است،بنظر مي رسد كه فقدان يك سناريوي قوي وداستان پردازي مناسب در اين سريال امكاني را فراهم آورده است كه هر گونه پيام تبليغاتي اعم از آموزشي وبازرگاني براحتي در هر سكانس وصحنه اي جايي براي ارائه باز نمايد. اگر چه مديري در سريال هاي پيشين نيزاستفا ه از اين شيوه تبليغاتي (تبليغات زمينه اي ) را در لوكيشن هاي وسكانس هاي مختلف قبلي با هدف معرفي چند نمونه كالاهاي مشخص شناخته شده آغاز كرده بود ،وليكن در مچموعه باغ مظفر حجم واندازه اينگونه پيام ها وچينش همزمان چند كالا به حدي است كه هر مخاطب خرد سال نيز بدان وقوف يافته بگونه اي كه باغ مظفر در نزد بينندگان بيشتر به سوپر ماركت وحتي فراتر از آن به بازاري مبدل مي شود كه در آن مي توان هر شيئي و كالايي را از شير وماست وماكاروني گرفته تا فرش وخودرو و....را بوضوح ديد تا انجا كه گويا قصه سريال كه در پرتو گنجاندن اينگونه پيام ها متزلزل وكم مايه تر شده است،تنها پوششي براي معرفي كا لا هاي رنگارنگ اين بازار تبليغاتي است.به بيان ديگر گويا قصه اي ساخته وپرداخته شده است تا هدف اصلي برنامه سازان كه همانا تبليغ كالاست عينيت يابد،لذا بيجا نخواهد بود جنانچه نام اين سريال را "بازار مظفر " بناميم ونه "باغ مظفر". در اين ميان آنچه كه به سهولت مغفول مي ماند حقوق مخاطبان است كه در هياهوي زندگي پر تلا طم ودغدغه آميز زمان بدنبال گريز گاه ومجالي اند كه در آن، لحظاتي را فارغ از همه چيز وهمه كس در خوشي وشادماني بياسايند. در اين ارتباط اين پرسش همواره مطرح بوده است كه آيا سياست گذاران رسانه ها بويژه رسانه ملي با رويكرد به اينگونه شيو ه هاي تبليغاتي مذ موم به حقوق مخاطبان تعرض نمي كنند؟ وكلام آخر آنكه آيا روي آوردن به چنين شيو ه هاي تبليغاتي، آن هم در اين حجم گسترده موجبات سلب اعتما د مخاطبان وتضييع حقوق آنان را فراهم نخواهد كرد؟ حقوق مخاطبان درچگونگي در معرض قرار گرفتن رسانه موضوعي است كه در فرصتي ديگر بدان خواهم پرداخت. |
||
|
|
|
|
|
لینک سایت پرشین استت (ویژه ثبت آمار بازدیدها)به پیوندهای وبلاگ اضافه گردید .
شما می توانید آدرس ۲۰ سایت اینترنتی با بیشترین بازدید روزانه ٫آدرس ۲۰ سایت با بیشترین رشد آماری وتعدادی از آخرین صفحات بازدید شده را در این سایت ببینید. اینجا |
||
|
|
|
|
|
مجموعه تلويزيوني باغ مظفر با ۸۲ درصد بیننده در حالي به پايان رسيد كه اين سريال بر خلاف آثار قبلي با واكنش هاي انتقادي گسترده تري همراه بود.اگرچه سريال باغ مظفر در قياس با مجموعه هاي طنز پيشين مديري از تدوين مطلوب تري برخوردار بود ،وليكن اين مجموعه حاوي جنبه هاي منفي بسياري نيز بود كه نه براهل نظر وتتبع بلكه برمخاطبان نا آشناي رسانه نيز مغفول نماند.قبل از آنكه به مقوله وانگيزه اصلي ام(تبليغات درون برنامه اي مجموعه) بپردازم در يك ارزيابي كلي برخي جنبه هاي مثبت ومنفي اين سريال را بطور اجمال برمي شمارم : جنبه هاي مثبت سريال - شناخت نسبتآ خوب مديري از روحيات وسلائق مخاطبان بويژه طبقات متوسط جامعه ؛ - خلق تيپ هاي هنري جذاب وشخصيت پردازي هاي متفاوت وماندگار؛ - قالب شكني فرم ومحتوي وانعطاف پذيري در تغيير داستان سريال به منظور جلب هرچه بيشتر مخاطبان؛ - تهيه وتدوين روزانه سريال ودر نتيجه امكان طرح مسائل ودغدغه هاي جاري مخاطبان؛ - طرح نكات ومسائل آموزشي عمومي مبتلا به جامعه ؛ - طرح هنرمندانه تقابل بين سنت ومدرنيته در درون يك بافت ناهمگون فاميلي؛ - تغيير شخصيت هاي داستان در خلال قصه(رويكرد جديد وخلاقانه مديري)؛ - التفات وتوجه بيشتر به لوكيشن ،طراحي لباس ،دكوراسيون وتيتراژ در قياس با مجموعه هاي طنز پيشين؛ واما در كنار ارزش ها ونقاط مثبت بر شمرده شده در اين سريال ،ضعف هاي بسياري نيز در مقايسه با مجموعه هاي نسبتآ موفق طنز پاور چين ،نقطه چين وبويژه شب هاي برره –كه موجد فرهنگ گفتماني ويژه اي در جامعه گرديد-قابل شناسايي و آشكار مي نمود؛كه از آن جمله مي توان به موارد ذيل اشاره كرد: جنبه های منفی سریال - استفاده از هنر پيشگان شناخته شده در عرصه طنز والبته آما توري كه مخاطبان از قبل نسبت به نوع نقش آفريني آنان پيش زمينه ذهني داشته ولذا بنظر مي رسد كه پذيرش نقش وچهره هاي جديد، ناشي از بازيگران تيم ثابت طنز مديري است ونه ويژگي هاي هنري ويا شخصيتي آنان ؛ - فقدان فرصت باز پروري ذهني قصه سريال بويژه در قسمت هاي پاياني بگونه اي كه ضعف سناريو در اثناي اجراي هر سكانس در نظر مخاطبان آشكار مي گردد؛ - طرح مسائل زناشويي و آشكار سازي مكرر وناپسند ميل مفرط به جلب نظر جنس مخالف مطابق عادت رايج قصه پردازان سريال هاي ايراني واز جمله آثار پبشين اين كارگردان پركار، با انگيزه جذب مخاطبان جوانتر؛ - استفاده مكرر از واژگان نا شايست وكلمات غير اخلاقي بسيار در اثناي داستان ،كه اين مهم با مد نظر داشتن اينكه بخش قابل توجهي از مخاطبان اين مجموعه طنز را كودكان ونوجوانان تشكيل مي دهد بسيار حائز اهميت است؛ - تزلزل برخي شخصيت هاي فيلم همچون مظفر زر گنده ويا حتي پسرش كه گاهآ از يك شخصيت منظبط وانعطاف ناپذير در يك قسمت به شخصيتي سست وزبون در قسمتي ديگر مبدل مي شود كه گواهي بر ضعف در شخصيت پردازي بازيگران است؛ - تكرار كسل آلود برخي پيام هاي نخ نما وتركيب برنامه هاي طنز گذشته با مضموني سست كه در سر تاسر قصه اين مجموعه قابل مشاهده وتآمل است؛ - فرد محوري واجراي همزمان چند نقش متفاوت از جمله روايتگري ،كارگرداني و....كه بي شك از ايفاي مطلوب هر نقش مي كاهد؛ - طرح گفتارهاي كوتاه مكرر كلامي در قالب داستان هايي سطحي با رگه هايي از شوخي هاي تكراري وكم مايه كه به خستگي ودلزدگي مخاطبان منجر مي شود ؛ ودر آخر وجان كلام آنكه ضعف سناريو وداستان پردازي بگونه اي است كه براحتي هر گونه پيام تبليغاتي در هر سكانس ونمايي از سريال گنجانده مي شود والبته آنچه كه دراين نوشتار دست مايه وانگيزه اصلي نگارنده به نگارش اين يادداشت نقد گونه است موضوع "تبليغات چشمگير درون برنامه اي" اين سريال مي باشد كه در پست بعدي به شرح وتفصيل آن خواهم پرداخت. |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 1 PM توسط محمد
|
||